روزنامه‌ها، مجلات تخصصی و گزارش همایش های بخش کشاورزی و ... همه و همه مملو از مطالب، نقطه نظرها و پیشنهادات اساتید، کارشناسان، ‌متخصصان و علاقمندان بخش کشاورزی در سه دهه اخیر می باشد که بارها و بارها مطالبی پیرامون مکانیزاسیون کشاورزی کشور، چالش‌ها و راه کارهای عبور از تگناهای موجود را مطرح نموده اند .

 

چنانچه دلسوزان بخش مطالب عنوان شده را جمع بندی و طبقه بندی می کردند و با انجام کار کارشناسی بدرستی در کشور به اجرا در می آوردند امروز پس از گذشت سال ها دیگر نیازی به تلاش دوباره برای نجات بخش کشاورزی نبود. اگر پیشنهادات ارائه شده توسط اساتید و کارشناسان  را با کارهای صورت گرفته در گذشته مقایسه کنیم چنین نتیجه خواهیم گرفت که مکانیزاسیون کشاورزی در کشور علی رغم توسعه ای که پیدا کرده بیشتر حالت رویائی و شعارگونه بوده نه عمل، که در نهایت می توان مدعی بود که مکانیزاسیون کشاورزی هنوز هم در بیراهه‌های سیاست و پیچ و خم‌های بروکراسی اداری کشور بلاتکلیف و سرگردان است. و حتی تکرار چنین آزمون و خطائی دیگر جایز نبوده و ادامه این روش بخش کشاورزی را به سر منزل مقصود نمی‌رساند. البته بروز رسانی اطلاعات لازم و ضروری است نه آن که در هر مقطعی به بهانه همگام شدن با آخرین اطلاعات مکانیزاسیون تمامی اقدامات قبلی را فراموش کرده و شالوده ای نو پی ریزی نمائیم. باید قبول کرد که شرایط اقلیمی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایران به گونه‌ای است که نمی توان روش های اجراء شده مکانیزاسیون کشورهای دیگر را عیناً در این آب و خاک به مرحله اجرا در آوریم. بلکه قبل از هر چیز باید آن را منطبق با شرایط کشورمان کرده و به اصطلاح بومی نمائیم.

اساتید، کارشناسان و متخصصین بخش‌های کشاورزی جملگی اعتقاد دارند مکانیزاسیون کشاورزی در مجموع نوعی رویکرد همه جانبه  شامل فعالیت های چندبعدی در زمینه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، علمی، برنامه‌ریزی، طراحی، تولید، اجرا و ... بوده که جملگی موجبات تبدیل و گذر از کشاورزی سنتی به کشاورزی صنعتی را در تمامی زمینه‌های بخش کشاورزی فراهم می‌آورند. پس ضرورت ایجاب می‌نماید که همه خود را به نوعی مسئول دانسته و در زمینه فعالیت خود به گونه‌ای برای توسعه مطلوب مکانیزاسیون کشاورزی تلاش نمایند. تا به امروز کراراً عوامل موثر گوناگونی برای عبور از این بحران پبشنهاد گردیده است. البته هر یک از اساتید و کارشناسان صاحب نظر با توجه به تخصص خود یکی از مؤلفه های مورد علاقه خود را به عنوان مهمترین راه کار توسعه مکانیزاسیون برای تبدیل کشاورزی سنتی به صنعتی مطرح نموده اند. آیا واقعا چنین است! اگر آری: چرا هنوز این بحران در بخش کشاورزی خودنمائی می کند. چرا مشکلات به صورت مقطعی حل می شود. چرا رسانه ها مسایل را تا ریشه کن شدن معضل پیگیری نمی کنند. چرا هر مؤلفه ای در یک برهه از زمان مجدداً مطرح و به دلیلی باز دارنده امر توسعه مکانیزاسیون کشاورزی می گردد. که همواره باید با تلاش مسئولان دلسوز پاره ای از تنگناهای موجود در مسیر توسعه، کاملاً و یا تا حدودی مرتفع شود. و یا آن که متأسفانه برخی از آنان همچنان لاینحل باقی بماند. که با توجه به اهمیت موضوع هر بار باید با تعامل و همکاری همه جانبه و مستمر بخش های دولتی و خصوصی در راه رفع معضل تلاش نمود. شاید پاسخ این چراها در آن باشد که:
1- ما همواره خوب و رویائی فکر می کنیم اما درست عمل نمی کنیم. اگر چنین باشد. باید از خواب رویائی بیدار شویم و برای استیلای وطن ابتداء به اصلاح خود بپردازیم و شعار را به عمل تبدیل کنیم. و همانند نیاکان خود پلی را با ایمان احداث کنیم که سالیان دراز به یادگار بماند. نه آن که پلی را با سیمان بسازیم که با اولین ناملایمات طبیعت فروریزد.
2- شاید در بین علل هائی که برمیشماریم معضل فرهنگی و بار علمی روستائیان را کوچک می پنداریم. که این فکر بسیار مخرب خواهد بود. زیرا به طور یقین این مهم خود یکی از اجزاء لاینفک و موثر در این تحول مهم بوده و خواهد بود. که متاسفانه همین موضوع می‌تواند به عنوان مهمترین تنگنا توسعه مکانیزاسیون نیز مطرح و تا حصول نتیجه پیگیری گردد. پیشنهاد می نماید وزارت جهاد کشاورزی به گونه ای برنامه ریزی کند که پس از یک دوران کوتاه فقط افراد تحصیل کرده بخش کشاورزی (حداقل دیپلم کشاورزی) مجاز به انجام عملیات کشاورزی در کشور باشند و کشاورزان با تجربه و کم سواد ناچار شوند جوانان تحصیل کرده بخش کشاورزی را به صورت مشاور، مباشر، کارگر و ... به کار گیرند. اطمینان داشته باشید در صورت اجرا و تداوم چنین طرحی در کشور، پس از گذشت یک دوران کوتاه کشاورزان کهنسال و سنتی جای خود را به جوانان علاقمند و تحصیلکرده می سپارند. و از طرفی با توجه به گسترش دنیای مجازی همواره کشاورزان جوان اطلاعات مکانیزاسیون خود را بروز می رسانند. و بدلیل آگاهی از فن آوری های جدید به صورت خودجوش  قسمت اعظمی از معضلات امر مکانیزاسیون را  خودشان مرتفع می نمایند.  چنانچه معضلی توسط بخش خصوصی غیر قابل حل باشد. نه تنها برای حل آن می توانند راه کار منطقی به مسئولین پیشهاد نمایند. بلکه با پیگیری مداوم مسئولین را ملزم به تفکر و تحرک بیشتر تا حصول نتیجه می نمایند.   
                                                                                                         با احترام بیژن پیوندی